خاتمی انقلاب را به حکومتهای کمونیستی تشبیه کرد! +عکس
رئیس شورای سیاستگذاری مجمع روحانیون به دیدار خانواده یكی از آشوبگران بازداشتی رفت.خاتمی در حالی به منزل «بهاره- ه» رفت كه نامبرده به خاطر تخلفات گسترده، از جمله نقش آفرینی در آشوب های سال گذشته، به 9 سال حبس محكوم شده است. خاتمی كه خود به دلیل ملاقات با كسانی چون جورج سوروس و راسموسن دبیركل ناتو(و نخست وزیر هتاك دانمارك) و... از متهمان كودتای مخملی سال گذشته به شمار می رود، در این ملاقات ادعا كرده برخورد انقلابی جمهوری اسلامی با اشرار هوادار آمریکا ، با كشورهای كمونیستی قابل مقایسه است!
به گزارش صراط نیوز وی همچنین با اشاره به بازگرداندن عماد باقی به زندان، از نامبرده و دیگر متهمان جانبداری كرد و گفت: متاسفانه برای فعالیت گروه ها مشكل ایجاد می كنند و معلوم نیست افراد و گروه هایی كه به كار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود هستند چگونه باید فعالیت كنند.
خاتمی توضیح نداد كه مخالفت با فعالیت مخفی و غیرعلنی چه نسبتی می تواند با ملاقات های وی با جرج سوروس و ملك عبدالله(اردیبهشت ماه 88) و... داشته باشد. این در حالی است كه خاتمی در زمان ریاست جمهوری و در پی اقدام خائنانه عماد باقی در سرقت اسناد محرمانه وزارت اطلاعات و سپس انتشار توام با دستكاری و تحریف این اسناد، نسبت به این حركت اعتراض كرده و تصریح كرده بود انتشار اسناد محرمانه اگر سندیت داشته باشد خیانت است چه رسد به این كه واقعیت هم نداشته باشد.
تذبذب خاتمی در تخطئه تندروی افراطیون مدعی اصلاحات طی حوادث سال گذشته و سپس رفتن به خانه یكی از آنان(از اعضای گروهك منحله تحكیم)، یادآور مشی همیشگی وی است چندان كه 16 آذر 1383 در دانشكده فنی دانشگاه تهران اذعان كرده بود «از اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد» اما بعدها وی خود تبدیل به صدای دشمن شد و با برخی از همان صداها و سخنگویان دشمن هم آوا شد تا آنجا كه برخی از حامیان وی از خاتمی با عنوان «بندباز ناشی» یاد كردند.
گفتنی است برنامه خاتمی برای انتخابات آتی عبور از فیلتر شورای نگهبان با دروغ تاکتیکی "جدایی از کودتاگران" بوده و به حمد الهی تاکنون در اجرای این پروژه احمقانه ناکام بوده است. این در حالی است که اطلاعات موثق خبرنگار صراط نیوز حکایت از عزم جدی شورای نگهبان بر اعلام عدم صلاحیت سیاسی و شرعی خاتمی برای شرکت در هر انتخاباتی قرار گرفته است.
حرمتشكنی عاشورا
عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: در عاشورای سال گذشته اقداماتی صورت گرفت كه قلب عزادارن امام حسین «علیهالسلام» را نه فقط شیعیان بلكه بسیاری از مسلمانان را جریحهدار، نگران و غصهدار كرد.

حجتالاسلام موسی غضنفرآبادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی با اشاره به حرمتشكنی روز عاشورا در فتنه سال 88، اظهارداشت: حرمتشكنان عاشورا تحت پوشش جریانی كه مسائل مربوط به انتخابات را به وجود آورده و بر ضد نظام، انقلاب و ارزشها حرف زدند، این اقدامات زننده را انجام دادند.
وی با تأكید بر اینكه فتنهگران در سال گذشته قانون اساسی، ولایت و سخنان حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند، تصریحكرد: متأسفانه در این راستا پوششی ایجاد شد كه تحت لوای آن متأسفانه اقداماتی صورت گرفت كه قلب عزادارن امام حسین «علیهالسلام» را نه فقط شیعیان بلكه بسیاری از مسلمانان را جریحهدار، نگران و غصهدار كرد.
عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه دشمن از هر فرصتی كه به دست میآورد، سوءاستفاده میكند، اضافهكرد: جریانهای خارجی در به وجود آوردن حوادث فتنه سال گذشته نقش پررنگی داشته و جریانهای داخلی را با جریانهای خارجی پیوند دادند.
وی بر همین اساس به افرادی اشاره كرد كه با اسلام و انقلاب عناد داشتند و تحت پوشش به اصطلاح اعتراض به انتخابات و دروغهایی كه خود در رابطه با مسائل انتخابات به وجود آورده بودند، جنایت روز عاشورا ایجاد كردند.
حجتالاسلام غضنفرآبادی در عین حال عاشورای 88 را به عنوان روزی دانست كه در تاریخ ملت ایران به عنوان یك حادثه تلخ و البته عبرتآموز باقی خواهد ماند، خاطرنشانكرد: ملت ایران در نهم دیماه مشت محكمی را بر دهان همه كسانی كوبید كه چشم طمع به انقلاب اسلامی ایران داشتند.
انتهای پیام/
راز سخنان رادیکال خاتمی

این سایت ها با انتشار خبرهای دیدارهای مختلف خاتمی سعی کردند وی را هم مسیر با جنبش سبز عنوان کنند.
خاتمی پس از تلاشهایی که برای بازگشت به درون حاکمیت انجام داد، دور جدید فعالیتهای خود را به امید همراه کردن بدنه اجتماعی معترضان با ایدئولوژی اصلاحات برای احیای پایگاههای اجتماعی این جریان آغاز کرده است. گفته میشود، وی امید بسیار زیادی به اجرای قانون هدفمندی یارانهها و ناآرامیهای احتمالی پس از آن دارد و این احیای پایگاههای اجتماعی برای سوار شدن بر موج، تبعات هدفمندی یارانهها است.
اما آن چیز که در این بین مشخص است، خاتمی برای رسیدن به هدف خود راه بسیار سختی را پیش رو دارد، چراکه وابستگان فرقه سبز که حرکات رادیکال سران فتنه را بیشتر میپسندند، حاضر نیستند زیر علم خاتمی که روش مبارزات مدنی را در پیش گرفته است، سینه بزنند.
از این رو خاتمی تلاش میکند که با رادیکال نشان دادن خود از طریق ایراد سخنرانیهای تند و آتشین و دیدار باخانواده زندانیان سیاسی نظر وابستگان فرقه سبز را به خود جلب کند و از این راه برای خارج کردن مدیریت بدنه این طیف از دست موسوی و کروبی استفاده کند. همچنین وی به دنبال این است که با نفوذ در دانشگاهها دانشجویان وابسته به جریان اصلاحات را فعال و آنها را برای مبارزات مدنی که در آینده شروع خواهند کرد، آماده کند.
میرحسین موسوی به امام هم حمله كرد

موسوی در بخشی از یادداشت اخیر خود که بمناسبت ایام محرم نوشته شده، با اشاره به موضوع پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی، نوشته است: همین مردم رنجدیده اما پایدار، نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند...
امام در پیام سال 67 خود به حجاج، به صراحت از پذیرش قطعنامه با عنوان "نوشیدن جام زهر" یاد کرده اند.
بنیانگذار جمهوری اسلامی همچنین در منشور روحانیت خاطرنشان کردهاند: «ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند.»
کم هزینه ترین طرح فتنه گران برای اعتراض در روز عاشورا
ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد.
به گزارش کلمه ( اینبار استثنائا طنز بخوانید)، یکی از سایتهای فتنه که از بیانیه های بی خاصیت و پیاپی سران زن ذلیل فتنه و پشت کردن مردم به آنان خسته شده است در طرحی عجیب و به نوبه خود شاهکار از طرفدارانشان در خواست نموده است تا در روز عاشورا لباس سیاه بپوشند و با انداختن شال سبز به گردنشان، بدون هیچ شعاری یا هزینه ای در هیئات و مراسمات مذهبی حاضر شوند!
این سایت که طرح ابداعی خویش را کم هزینه ترین روش مخالفت با نظام دانسته است، چنین استدلال کرده که در این روز طرفداران نظام نمی توانند به خاطر بستن شال سبز و لباس سیاه به كسی گیر دهند چون روز عاشوراست و بسیاری از عاشقان امام حسین(ع) شال سبز می اندازند.
به هر حال از اینکه این مطرودین فتنه گر کمی سرعقل آمده و امسال دیگر همچون سال گذشته قصد آتش زدن پرچمهای عزای امام حسین(ع) و هتک حرمت مقدسات را بدلیل رسواییهای مکرر و از دست دادن جایگاه مردمیشان ندارند، جای شکر دارد امّا اینکه این طرح شاهکار از کدام مغز متفکر جنبش فتنه فوران کرده است و چند سال فکر و تلاش برده، خود جای محاسبات پیچیده دارد!
البته ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد. امّا فقط این طرح یک اشکال کوچک دارد و آن اینکه.... خودتی!
این طرح مثل این می ماند که بگوییم روحانیون مخالف نظام ، عمامه به سر بگذارند و در خیابان حاضر شوند! خب قطعا عقلا تایید می کنند که عمامه بخشی از لباس روحانیت است و همه روحانیون ( البته به جز آقای کروبی که معمولا در اجتماعات مردمی عمامه به دست دیده شده است، سایرین ) در ملا عام عمامه را روی سرشان می گذارند و قطعا در حالت طبیعی کسی عمامه را به دست نمی گیرند پس تبریک به دشمنان نظام که چه بسیار بیشمارند!
حال همانطور که خود این طراح جنبش فتنه اعتراف کرده با وجود خیل عظیم عزادارنی که طبق سنوات گذشته در روز عاشورا با لباس سیاه و شال مقدس سبز علوی حاضر می شوند و سادات و برخی از عزداران هیئات مذهبی نیز طبق رسوم گذشته با شال یک دست سبز به عزاداری می پردازند، البته سایرین نیز که لباس سیاه می پوشند و شال سبز ندارند. نوجوانان فتنه گر با فتوشاپ زحمتش را خواهند کشید لذا جای هیچ نگرانی نمی باشد و از هم اکنون ملت به طرح نوین جنبش فتنه تبریک می گوید و فتنه گران آمار معترضین روز عاشورای امسال را نزدیک به هفتاد میلیون اعلام بفرمایند و بی بی سی هم تحلیلهایش را آماده کند تا آنروز به زحمت نیفتد و موسوی و کروبی هم سفارش بیانیه شانصدم خود را برای تشکر و قدردانی از مردان خداجو به دوستان خارج نشین بدهند که مردان خداجو بسیار احساساتی و زود رنجند.
گفتنی است ازجنبشی که پدر معنویشان شیخ یوسف صانعی و رهبران سیاسی شان کروبی و موسوی باشد، اینچنین نبوغهای به وفور زائیده خواهد شد و اگر دولت اصلاحات علی رغم میل مردم در آن ایام به درخواست بیگانگان لبیک گفت و درب سایتهای هسته ای و تحقیقاتی را تخته کرد چون به ظهور چنین نوابغی از دامن خود یقیین داشته است که اینگونه طرحها خود کار بمب اتم را می کند!
از اشک ارامنه برای امام حسین(ع) تا خنده حامیان موسوی برعزاداران حسینی
شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا علیهالسلام و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازهای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسینعلیهالسلام میگریند و عزاداری میکنند.
ارامنهی ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت میکنند و صدها عزادار اقلیتهاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم میآیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینهزنى میپردازند.
در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار میکنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (ع) اشک میریزند.
دانشجویان مسیحی ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (ع)
به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (س)، گریه در سوگ آزادهترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (ع) را ندارند.
اما سال گذشته و در عاشورای 88، حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی که از سوی این افراد به عنوان "مردان خداجو" معرفی شدند، در راستای "اسلام رحمانی" که قرار بود آقای موسوی مروج آن باشد، دست به اقداماتی زدند که حتی بودائیان را هم شرمنده کردند.
حمله به دستهجات عزاداری و آتش زدن خیمه سالار شهیدان از جمله اقداماتی بود که توسط این افراد صورت گرفت؛ آن هم با موسیقی هلهله و کف و سوت.
مردان خداجوی آقای موسوی اینگونه به استقبال عزای سیدالشهدا (ع) رفتند



شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا علیهالسلام و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازهای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسینعلیهالسلام میگریند و عزاداری میکنند.
ارامنهی ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت میکنند و صدها عزادار اقلیتهاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم میآیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینهزنى میپردازند.
در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار میکنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (ع) اشک میریزند.
دانشجویان مسیحی ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (ع)
به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (س)، گریه در سوگ آزادهترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (ع) را ندارند.
اما سال گذشته و در عاشورای 88، حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی که از سوی این افراد به عنوان "مردان خداجو" معرفی شدند، در راستای "اسلام رحمانی" که قرار بود آقای موسوی مروج آن باشد، دست به اقداماتی زدند که حتی بودائیان را هم شرمنده کردند.
حمله به دستهجات عزاداری و آتش زدن خیمه سالار شهیدان از جمله اقداماتی بود که توسط این افراد صورت گرفت؛ آن هم با موسیقی هلهله و کف و سوت.
مردان خداجوی آقای موسوی اینگونه به استقبال عزای سیدالشهدا (ع) رفتند




منافقی به نام موسوی
إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا(سوره النساء- 142)
منافقان با خدا نیرنگ مىكنند و حال آنكه او با آنان نیرنگ خواهد كرد و چون به نماز ایستند با كسالت برخیزند ، با مردم ریا مىكنند و خدا را جز اندكى[آن هم برای بهره برداری ]یاد نمىكنند .
تاریخ اسلام آمیخته است با سرگذشت منافقانی که با ظاهر سازی مردم را می فریفتند و خود را دیندار معرفی می کردند و در عمل بزرگ ترین ضربات بر پیکر اسلام از جانب همین افراد بود. امثال معاویه و عمروعاص و مامون در تاریخ کم نیستند .منافقانی که دم از اسلام می زدند ، برای اقداماتشان ظاهرا دلیل اسلامی می آوردند ، آیه قرآن می خواندند و مردم رامی فریفتند.منافقان دیروز و امروز اگرچه در ظاهر متفاوتند ، اما نوع عملکرد هر دو یکسان است.
امروز میرحسین موسوی این خائن به اسلام و ایران اسلامی هم در بیانیه های خود آیات قرآن را می نویسد و نام مقدس امام حسین را با دست و قلم آلوده اش می نگارد . برای اینکه خود را متدین و شیعه اهل بیت معرفی کند. در حالی دم از 22 خرداد می زنند که گویی رای 24 میلیونی مردم به دولت را ندیدند. چنان دم از تجمعات محقر خود می زنند که گویا چشم خود را برحماسه عظیم 9 دی و 22 بهمن بسته اند. چنان از مزدوران و منافقانی که روز عاشورا به جان مردم عزادار افتادند ، دم می زنند که گویی حتی تصاویری که از سایت ها و شبکه های طرفدار فتنه منتشر شد را ندیدند.چنان دم از صداقت می زنند که گویی بیانیه هایی که پر از دروغ است را خود نمی نویسند . چه دروغی از این بزرگ تر که موسوی در بیانیه آخر خود حتی شمارش آراء که توسط خود مردم انجام گرفت را هم منکر شده است.
اما مردم دروغ و دغل موسوی وامثال او را به خوبی می شناسند. آری ، سوء استفاده موسوی از آیات قرآن هم نمی تواند چهره نفاق او را پنهان کند. موسوی و کبروبی و فتنه گران لندن نشین همگی مشمول آیه شریفه ای که در بالا ذکر شد هستند. بسیار نقشه می کشند و نیرنگ می رنند اما خداوند مکرشان را به خودشان باز می گرداند و روز به روز رسوا تر می شوند.
صدای امریکا هم از میرحسین موسوی قطع امید کرد تمسخر میرحسین موسوی در VOA
در برنامه موسوم به "پارازیت" با نمایش بخشی از پیام ویدئویی میرحسین موسوی که به مناسبت 16 آذرماه امسال انتشار داده باعث گردید که بعنوان مضحکه مجری برنامه او را به تمسخر گرفته و وضعیت و حال و روز کنونی او را مورد مضحکه قرار بدهند.این برنامه با پخش بخشهایی از سخنان امام خمینی در هنگام ورود به ایران در بهشت زهرا که اعلام کرده بودنند "من توی دهن این دولت می زنم" و همچنین بخشهایی از سخنان مارتین لوترکینگ فعال جامعه مدنی امریکا که با صلابت و استواری خواهان کسب حقوق مساوی بین سیاهان و سفیدپوستان امریکایی بوده و همچنین بخشهایی از سخنرانی آتشین "ارنستو چه گوارا" مبارز آزادیبخش امریکای لاتین در جنگ بین امریکا و کوبا خواهان ادامه جنبش مسلحانه مبارزان امریکایی لاتین بوده اند، به مقایسه سخنرانی این افراد با پیام میر حسین موسوی، پرداخت.
مجری برنامه پارازیت با نشان دادن چندین باره سخنان میرحسین موسوی و سوال از بینندگان که آیا صدای او را کسی می تواند بشنود و ایا او اساسا با این لحن صحبت منفعلانه می تواند فردی انقلابی باشد و نظام جمهوری اسلامی ایران را با چالش مواجهه نماید، وضعیتی اسفبار برای آنها و همراهان آنها ترسیم کرد.
گفتنی است، این نخستین بار نیست که خارج نشینان و رسانه های معاند نظام به انتقاد و تمسخر موسوی و کروبی می پردازند چرا که بارها همین انتقادها و تمسخرهایی که از سوی این افراد صورت گرفته باعث جنجال و دعوا میان حامیان فرقه سبز شده است.
ایران 92 بعد از احمدی نژاد
با هم به بهار سال 1392 می رویم.
ملل نیوز سال ۱۳۹۲ شروع شده ، مردم از مسافرتها و سیزده بدر برگشته اند ، روزنامه ها پس از ۱۵ روز تعطیلی دوباره روی دکه ها به ردیف چیده شده اند.
هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رو به اتمام است.
انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری پیش روست. گروهها در حال تدارك مقدمات برای انتخاب کاندیدای مورد نظر خود و شروع تبلیغات هستند.
موضوعاتی مانند انرژی هسته ای ، توزیع سهام عدالت ، خود كفایی در تولید بنزین ، طرح تحول اقتصادی ، افزایش صادرات ، آزاد راه شمال و یارانه ها و دهها موضوع دیگر با تمام فراز و نشیبها سالهاست كه حل شده ، بحران مسكن از تب و تاب افتاده، ولی تورم کماکان وجود دارد.
گروههای مخالف مراقب هستند كه از اقدامات مثبت دولت سخنی گفته نشود،
اصولگرایان مخالف و مسئولان حزب كارگزاران متمایل به آنها به جنب و جوش افتاده اند و پس از هشت سال در یك برنامه حساب شده ادعا می كنند كه دولت تاكنون هیچ دستاوردی نداشته است . آنها ح - ر و ع- ل و قالی... را به عنوان كاندیداهایی مورد نظر خود انتخاب نموده اند. بزرگان این حزب نسبت به گروههای دیگر به نتایج انتخابات امیدوارترند و به موفقیت خود یقین دارند.
اصلاح طلبان در این مدت سعی كرده اند شعارهای پیچیده خود را بومی سازی كنند و با چراغ خاموش حرکت کنند. آنها سعی نموده اند تمام توجهات را بر نقاط ضعف دولت متمركز نمایند. آنها بیشتر روی طرح ها و مباحث و مشكلات اقتصادی و موضوعاتی مانند تحجر و پوپولیسم و ... مانور می دهند. طرفداران آنها این تخریب های چند ساله را کاملا از حفظ شده اند.
پس از شکست کاندیدایشان در انتخابات قبل اصلاح طلبان به شدت دست به عصا می روند.
آنها برای انتخاب نامزد خود هنوز به اجماع نرسیده اند. فقط خاتمی برایشان باقی مانده است.
شكاف بین اصولگرایان عمیق شده و عده ای سعی در جمع کردن آنها را دارند ولی معلوم نیست این حرکت نتیجه بخش باشد.
سایر گروههای فرعی نیز در تكاپو هستند ...
- چند روز بیشتر به موسم انتخابات باقی نمانده است.
كارگزاران ، اصلاح طلبان ، برخی اصولگرایان و سایر گروههای همفكر و متمایل به آنها به اجبار و اقتضا برای معرفی یك كاندیدای واحد به اجماع می رسند.
گروههایی از اصولگرایان به ائتلاف می رسند و کاندیدای مشترک خود را انتخاب می كنند و عده ای دیگر نیز مجددا راه خود را جدا می کنند.
تبلیغات گروههای مخالف بسیار گسترده تر می شود و نوك پیكان تبلیغات آنها حمله به دولت است.
برجسته نمودن نقاط منفی دولت های نهم و دهم استراتژی تبلیغاتی گروههای رقیب شده است.
گروههای مخالف بعد از هشت سال تلاش و هجوم بی وقفه، به این دوره كاملا امید بسته اند.
نظر سازی های متعدد تولید می شود. در اكثر آنها محبوبیت مخالفان بالا و محبوبیت اصولگرایان متمایل به دولت در حداقل است. این نظرسنجی ها بر عده ای بی تاثیر نبوده است.
اصلاح طلبان برای بعضی دولتهای غربی پیغام می فرستند و به آنها التماس می كنند كه آشكارا و علنی از آنها اعلان حمایت نكنند.
كاندیداها و نمایندگانشان راهی سفرهای تبلیغاتی استانی می شوند.
آنها در بین حامیان و استقبال کنندگان خود وعده های فراوان می دهند.
- انتخابات برگزار می شود.
مخالفین با اختلاف اندك پیروز می شوند. جو جامعه احساسی می شود. شواهد حاكی از آن است كه دولت یازدهم با رویه ای متفاوت با دولت قبل حركت خواهد نمود. جشن و شادی در جبهه مخالفین برپاست.
هنوز چند ماه دیگر به مراسم تحلیف و تنفیذ رئیس جمهور جدید باقی مانده است.
احمدی نژاد کماکان تا پاسی از شب در پاستور مشغول است.
رایزنی ها و جنب و جوش طرفداران نامزد پیروز شروع میشود.
توافقات محرمانه اولیه برای تقسیم پست های کلیدی بین گروههای چند گانه انجام می شود.
گمانه زنی ها برای تصدی وزراتخانه ها تیتر روزنامه ها می شود.
احمدی نژاد به چند استان و منطقه محروم سر می زند.
تصمیم گرفته می شود هر كجا و هر كس كه كوچكترین تمایلی به دیدگاههای دولتمردان قبل داشته است خلع ید شده حتی اگر راننده یا آبدارچی باشد.
احمدی نژاد همچنان پیگیر امور مردم است.
- و سرانجام مراسم تحلیف و تنفیذ برگزار می گردد.
سعد آباد را دوباره آب و جارو می كنند. هواپیمای اختصاصی از آشیانه خارج می شود. پاستور تنها و افسرده می شود.
در مدت زمان كمتر از چند ماه تمام مدیران جابجا می شوند و آب هم از آب تكان نمی خورد. جواب هر مخالفت و اظهار نظر متفاوت، مشت آهنین و شانتاژ تبلیغاتی است.
تمام حركات دولتمردان قبلی به زشتی یاد می شود.
هنوز هیچ برنامه عملیاتی ارائه نشده است.
دولت جدید قبل از ارائه هر برنامه ای تمام مشكلات را به گردن دولتمردان قبل می اندازد. از ترافیك و آلودگی هوای تهران گرفته تا شوری آب قم و کاهش کوچ پرندگان به تالاب انزلی و....
برخی از مدیران رنگ عوض کرده اند و خود را هماهنگ با شعارهای جدید کرده اند.
خبرگزاری های خارجی نمی توانند خوشحالی خود را پنهان كنند.
در هفته اول، مدیر مسئولان تمام خبرگزاری ها و رسانه های دولتی عوض می شوند و كسی مخالفت و اظهار نظر نمی كند. شاید جرات نمی كنند.
در ماه اول، هیئت مدیره جدید تیم های پیروزی و استقلال مشخص می شوند.اصولگرایان جدید تعدادی از اعضای خود را برای تیم استقلال و کارگزاران و اصلاح طلبان هم مدیریت تیم پیروزی را برای اعضای خود انتخاب می کند.
در تفسیرها و تحلیل ها دوباره مردم عزیز و متمدن و دارای شعور و آگاهی سیاسی می شوند و دیگر از داستان رقص دلفینها و قصه زاغ و پنیر و ... خبری نیست.
و...
- دو سال از مراسم تحلیف می گذرد:
تورم هنوز وجود دارد.
فساد دوباره تشدید شده است.
نزاع گروه های پیروز برای تقسیم قدرت شدت گرفته است.
کار به جاههای باریک کشیده شده است و گاهی در انظار عمومی به جان هم می افتند.
مجوز دهها روزنامه و خبرگزاری جدید که با یک هئیت تحریریه اداره می شوند داده شده است.
دیگر کسی سر به سر بانکها نمی گذارد.
دولت جدید وام بلا عوض به دوستان خصوصی می دهد تا بدینوسیله دین خود را نسبت به آنها و به پاس سالها خدمات بی شائبه در زمینه خرید و فروش زمین و سکه و مسکن ادا کرده باشد.
دیگر به جز كیهان كسی جرات انتقاد كردن ندارد.
واردات دست چند نفر است اما صحبت از مافیا نیست.
دلالها مجددا اقتصاددان و یکه دار میدان اقتصادی می شوند.
دوباره اخبار اختلاس از بانکها و ... تیتر روزانه خبرگزاری ها و روزنامه ها می شود.
اعتماد به نفس اوباش بالاتر رفته و خیابانهای شهر .... شده است.
مجددا دانشگاهها جولانگاه احزاب پیروز و دانشجویان سیاهی لشکر آنها می شوند.
تولید تئوری های جدید و عموما ضد دین و فرهنگ دینی مردم رونق گرفته است.
بهره وامها به صورت دستوری محاسبه و بالا می رود.
قیمت دلار دستوری مصوب و ابلاغ می شود.
بازار کتاب ها و کلاسهای آموزش هیبنوتیزم و خواب درمانی پر رونق است.
اختلاف کارگر و کارفرما حل نشده.
كار كارشناسی كیلویی چند؟ هر چه حزب و پدر خوانده ها بگویند.
شهرام جزائری کلاس آموزش اقتصادو تجارت گذاشته است
در تبلیغات و صحبت های دیپلماتیک , دوباره اروپائیان دوست و عزیز و چاوز و کاسترو بدجنس می شوند.
لباسها شیك و سفرهای تفریحی به اروپا زنده می شود.
دیگر کسی حرفهای بزرگ نمی زند.
ولی تنهای تنها شده است.
حالا دیگه کسی درباره فلسطین چیزی نمی گوید.
اما با این وجود ایران هنوز مورد غضب رئیس جمهور ینگه دنیا و رفقایش است.
تورم در سبد هزینه خانوار هنوز خودنمایی می کند.
مردم دوباره نامحرم می شوند اما نوشتن عبارت «دانستن حق مردم است » در کنار لوگوها دوباره پیدا می شود!
سفرهای استانی مسئولین، تابستانها به شمال و زمستان هم یك سفر به جنوب می باشد.
درب اتاق مسئولین بسته می شود.
دیگر هیچ رئیس جمهوری در میان مردم محروم دیده نمی شود.
ولی آنها چه ساده و صادقانه هنوز چشم به راهند.
و....
و مردم، از شنیدن عبارتهای غریب بیزارند،
و آنها دوست دارند دوباره ذکر مانوس الهم عجل لولیک الفرج را بشنوند و رایحه ی خوش خدمت را استشمام کنند.
تودهنی 20 سال پیش امام خمینی(ره) به موسوی

یكی از عناصر زمینه ساز فتنه 88، ضمن دفاع مجدد از حرمت شكنان عاشورای سال گذشته، مدعی خطای حضرت امام در دفاع مقدس شد!
میرحسین موسوی كه عناصر بهایی هتاك و منافقین دستگیر شده در حرمت شكنی عاشورای سال گذشته را مردان خداجو خوانده بود، در مقاله ای به بهانه محرم مدعی شد حرمت شكنان، عزاداران معترض بودند و سینه شان مالامال از عشق بود و حسین حسین می گفتند.وی كه بارها به خاطر خیانت به كشور و ملت مورد پشتیبانی سران آمریكا و رژیم صهیونیستی و انگلیس قرار گرفته، برای نهضت عاشورا قلمفرسایی كرده و سپس در حالی كه به نقش حضرت امام در دفاع مقدس می پرداخت نوشت: كیست كه از یاد ببرد همه جای ایران میدان حماسه بود و كیست كه از یاد ببرد در زمانی كه به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنج دیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی كه به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قد علم كردند و بدین گونه نشان دادند كه تصمیم برای ترك جنگ، نه از روی بزدلی و بی اعتقادی، كه از سر درایت و آینده بینی است. نشان دادند كه خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی می دانند و اعتراف به خطا]؟![ نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمی كاهد، كه محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر می كند.
این مهره جریان سبز اموی همچنین در ادامه و با روش نخ نمای فرار به جلو مدعی شد: اقتدارگرایان هنگامی كه از شیوه معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رای گیری طرفی نبستند چاره را در كودتای انتخاباتی دیدند. شمارش آرا را كنار نهادند، پیروزی شان را اعلام و ابلاغ كردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهره های فعال پرداختند.
موسوی همچنین مدعی شد: برماست كه در این دوران بحران زده كاری زینبی بكنیم.
ادعای اخیر موسوی درباره خطای امام در جنگ، رونویسی از ادعای گروهك هایی نظیر نهضت آزادی و سایر گروهك های نفاق است كه در زمان دفاع مقدس با استخبارات صدام همكاری می كردند و تلاش داشتند دل مردم را در مقابله با متجاوزان و مستكبران خالی كنند و پس از آن هم مدعی شدند ادامه جنگ از سوی حضرت امام(ره) خطا بود. گزافه گویی اخیر موسوی در حالی است كه حضرت امام به اعتبار انتشار برخی تحلیل های غلط از سوی كسانی نظیر منتظری و... اعلام كردند كه «ما در جنگ حتی برای یك لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم» و صراحتا به خاطر انتشار برخی تحلیل ها از این دست، از مردم به ویژه خانواده شهدا عذرخواهی كردند. مردادماه امسال نیز هاشمی رفسنجانی و رفیقدوست فاش كردند موسوی در دفاع مقدس كارشكنی می كرد.
این عنصر لجوج كه به خاطر جاه طلبی هایش آلت دست سرویس های جاسوسی غرب قرار گرفت، اگرچه سعی كرده خود را مخالف گروهك منافقین نشان دهد كه پس از پذیرش قطعنامه 598 به ایران هجوم آوردند، اما اشاره ای به این حقیقت نمی كند كه گروهك تروریستی منافقین یكی از سازمان دهندگان آشوب و حرمت شكنی عاشورای سال گذشته بود، به نحوی كه علنا برای آشوب و حرمت شكنی بیانیه صادر كرده و به نیروهای خود فراخوان داده بود. مرور هویت برخی عناصر دستگیر شده نشان می دهد كه آنها از مرتبطین گروهك منافقین و همچنین گروهك استعمارساخته بهائیت بودند. البته امسال هم منافقین و سایر گروهك ها خواستار تكرار حرمت شكنی سال گذشته شده اند. با این اوصاف میرحسین موسوی طی یك سال گذشته توضیح نداده كه چگونه «مردان خداجو و عزاداران معترض» مورد نظر وی، وابستگان به گروهك ها بوده اند و چگونه جرئت یافته اند به پرچم ها و تكیه های عزاداری آتش بزنند و به عزاداران حمله كنند؟ آنها چگونه عزادارانی بودند كه با تحریك صدای آمریكا و بی بی سی و صدای اسرائیل و سایت صهیونیستی بالاترین و... آتش افروزی و آشوب برپا كردند و بلافاصله هم از سوی رژیم های استكباری و رسانه های آنها مورد تمجید قرار گرفتند. یعنی اوباش آشوبگر و وابستگان گروهك ها، می توانند هم حسینی باشند و هم پروژه یزیدیان روزگار را اجرا كنند؟
درباره تقلب و كودتای انتخاباتی و كنارگذاشتن شمارش آرا هم، تنها ماندن فتنه گرانی چون موسوی و كروبی با گروهك های نفاق در عاشورای سال 88 به اندازه كافی نشان می دهد كه چه كسی دنبال كودتا بودند. همچنین باید گفت بیش از 18ماه از انجام كودتای مخملین فتنه گران نگذشته كه همین عنصر جاه طلب مجبور شد برای راه انداختن آن كودتا از بازشماری تصادفی 10درصد آرا شانه خالی كند در حالی كه یك ساعت پس از اخذ آرا به خبرنگاران خارجی گفته بود براساس آرای ریخته شده در صندوق ها قطعا من پیروز هستم!
شایان ذكر است مقاله منافقانه موسوی بازتاب های جالب توجهی در محافل ضدانقلاب داشت به نحوی كه سایت ضدانقلابی بالاترین نوشت: مهندس موسوی گرامی، میرحسین عزیز! چرا ما باید هنوز هم از افسانه ها و اسطوره های مذهبی الگو بگیریم؟ من می خواهم الگوی من ایرانی و كسی مثل تو باشد. وقتی شما به دیگران توصیه می كنید كه بمانند و كار زینبی بكنند تكلیف آنها كه نه به اسلام، نه به شیعه، نه به زینب و نه به حسین اعتقاد ندارند، چیست. چرا با این تعابیر كه برای بسیاری از سبزها خوشایند و دلنشین نیست دایره طرفداران و دوستان خود را كوچك می كنید؟ ما خسته شدیم از این آویزانی به فرهنگ و زبان عربی(!)
افشای ماهیت فتنه در عاشورای 88
در میان حوادث پس از انتخابات، هیچ روزی به اندازه روز عاشورا و اتفاقاتی كه جریان فتنه در آن به وجود آورد، در شناسایی ماهیت آن مؤثر نیفتاد.
گرچه از اقدامات 16 آذر به آن سو تظاهرات و اعتراضاتی علیه آن جریان در سراسر كشور و به ویژه قم به وقوع پیوست، اما تا روز عاشورا و حوادث آن روز این جریان تا این اندازه ماهیت خود را آشكار نساخته بود.
در روز عاشورا با اهانتهایی كه به یكی از مهمترین نمادهای مذهب شیعه صورت گرفت و این روز مقدس با بیاحترامی گروهی از افراد وابسته به جبهه تجدیدنظرطلب مواجه شد، درونیات ناگفته و واقعی كسانی كه ماهها به آشوب دست زدند روشنتر شد.
مشكل این جبهه آن بود كه تقلید ناشیانه و به قول رهبری "كاریكاتوری " از تحولات انقلاب اسلامی سال 57 را در دستور كار خود قرار داده بود. اگر در انقلاب اسلامی مناسبتهای مذهبی برای ایجاد انقلاب فرصتسازی میكرد، از این جهت بود كه رهبر انقلاب، فعالان انقلابی و عموم مردم انقلابی به باورهای مذهبی و دینی ایمان قلبی داشتند و از سر تظاهر و صحنهآرایی نبود.
جانمایه انقلاب اسلامی در همان ایدئولوژی دینی بود. لذا مكانهای مقدس مذهبی نظیر مساجد مركز تجمع نیروهای انقلابی بود و مناسبتهای مذهبی نیز فرصتهای تاریخی و نقطه عطفی برای حركت به سوی انقلاب محسوب میشد. اما در شرایطی كه ایدئولوژی مبارزاتی تجدیدنظرطلبانه و سكولاریستی است، رهبران آن به تعارضهای متعدد دچارند و نیروهای خیابانی به ارزشهای دیگری میاندیشند، استفاده از نمادهای مذهبی و مناسبتهای مذهبی چیزی جز تظاهر و ریا نخواهد بود.
در چنین وضعیتی آنها حتی به این فكر نكرده بودند كه ممكن است این جمعیت به رفتارهایی دست بزند كه حتی نتیجه معكوس ببخشد.
به عبارت دیگر، وقتی قرار باشد نیروهای سكولار با تقلیدهای كاریكاتوری و ناشیانه از انقلاب اسلامی از مناسبتهای مذهبی برای مقابله با نظام اسلامی بهره ببرد نتیجه چیزی جز وقایع روز عاشورای 1388 نخواهد بود.
با وجود این، موسوی با نادیده گرفتن شعور جامعهای كه خود به طور مستقیم و غیرمستقیم آن حوادث را مشاهده كرده بود تلاش میكند دوباره واقعیت را پنهان كند و تحریف سازد. وی در بیانیه شماره 17 خود آشوبآفرینان روز عاشورای 88 را "مردمی خداجو " خطاب میكند و مینویسد: "همواره به اینجانب و دوستان گفته میشد كه اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت... برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجتالاسلام والمسلمین كروبی اطلاعیه دادند و نه حجتالاسلام والمسلمین خاتمی اطلاعیه صادر كردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یك بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند كه شبكههای وسیع اجتماعی و مدنی كه در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شكل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمیمانند. "
البته در این بیانیه كه دو روز پس از قیام تاریخی 9 دی صادر شد تفاوتهایی با بیانیههای گذشته موسوی مشاهده میشود. اول، تغییر مخاطب بیانیه؛ این بار موسوی به جای خطاب قرار دادن حامیان و كسانی كه او را همراهی كردهاند، بیشتر نظام سیاسی را مخاطب خود قرار میدهد.
تازه ترین اظهارات غرب پسند کروبی
تازه ترین اظهارات غرب پسند کروبی
سران فتنه کاملا در راستای اهداف غرب در پروژه تحریم ایران حرکت می کنند.
به گزارش کلمه نیوز نفر پنجم انتخابات در راستای سیاست کلی جریان فتنه مبنی بر افزایش تحریمهای غرب علیه ایران در موضع گیری غیر منطقی گفت : "اینها خواری را به حساب پیروزی می گذارند،از وحشت واستیصال به پای میز مذاکره می روند و به هر خواری وذلت تن در می دهند تا خرابکاریهای رئیس دولت کودتا را جبران نمایند ، آنوقت در بوق وکرنا می کنند که پیروز شدیم ،حالا این چه پیروزی بوده است که به چشم ما نیامده است خودش معمای جداگانه ای است ، آنچه اینها دیده اند ماهم دیده ایم وهرچه اینها شنیده اند ما هم شنیده ایم ، ولی اینها پیروزی دیده اند ، اما ما ندیدیم !"
وی ادامه داد "اگر از ما بپرسید نشست با 1+5 شکست برای ایران بود نه پیروزی ، خیلی مشخص بود که آنها دارند این ماجرا جویان را در پیش چشم میلیونها ناظر محاکمه می کنند که چرا دنیا را به خطر می اندازید ، این 5 کشور به نیابت از تمام دنیا در مقابل اینهانشسته اند ومی گویند آقایان راهتان باطل است دنیا را به خطر نیندازید" .
گفتنی است استراتژی جدید غرب پس از مذاکرات ژنو وارونه نشان دادن مذاکرات ژنو از سویی و شروع دور جدید تحریمها علیه ایران از سوی دیگر است . درهمین راستا عوامل داخلی این جریان نیز همسو با حرکت جدید غرب به صورت کاملا واضح و مشخص همسویی خود را با آنان با اظهار نظرهایی اینچنینی نشان می دهند و عملا با هماهنگی کامل با غرب در راستای اهداف آنان حرکت می کنند.
جزییات دیگری از همکاری "بنیامین"
بنیامین كه نقش موثری در التهاب آفرینی پس از انتخابات 88 برعهده داشته، پس از رسمیت یافتن همكاری خود با گروهك نفاق از سوی این گروهك ماموریت یافته تا با هدف مشوش جلوه دادن فضای كشور فیلمها و تصاویری جعلی را در فضای اینترنت منتشر سازد.
وی از سوی گروهك نفاق موظف شده تا با حضور در برخی از مكانهای پررفتوآمد و تصویربرداری از این مكانها با انجام افكتهای تصویری در قالب فتوشاپ و .... این تصاویر را برای نمایش در سیما و سایتهای وابسته به گروهك نفاق در اختیار وحید صالحی رابط گروهك نفاق در خارج كشور قرار دهد.
بنیامین همچنین از سوی وحید صالحی موظف شده بود تا با حضور در جمع فریبخوردگان پس از انتخابات با وعده و وعید نیروهای جدیدی را جذب و به وی معرفی كند.
كنترل و هدایت فكری خانوادههای كشته شدگان حوادث فتنه 88، ارسال شماره تلفنهای خانواده های مذكور به وحید صالحی و تحریك آنان به واكنش علیه نظام اسلامی از دیگر ماموریتهای ویژه بنیامین بوده است.
وحید صالحی در تماسهای مكرر تلفنی و نامهنگاریهای الكترونیكی از بنیامین خواسته بود تا با شناسایی افرادی مانند خود سریعا نسبت به تشكیل شبكهای پنهان برای جمعآوری اطلاعات و به كارگیری آنان برای اجرای عملیاتهای میدانی التهابآفرینی اقدام كند.
بنیامین با برقراری ارتباط با برخی از افراد از آنان برای توزیع تصاویری از سران گروهك نفاق در برخی معابر پر رفت وآمد استفاده كرده و با تصویربرداری از آنان و انجام افكتهای رایانهای خوراك تبلیغاتی سیمای گروهك
آزادی سکینه آشتیانی تکذیب شد
بی بی سی نوشت: سایت پرس تی وی اعلام کرده یک تیم تلویزیونی همراه با خانم آشتیانی به منزل او رفته تا وی "جزئیات قتل شوهرش را در صحنه جنایت" بگوید.
پرس تی وی پیش تر تصاویری از خانم آشتیانی و فرزند او سجاد قادرزاده را در منزل خود در شهر اسکو منتشر کرده بود.
در خبر اولیه پرس تی وی صریحا اشاره ای به آزاد شدن خانم آشتیانی نشده و فقط گفته شده بود که قرار است نیمه شب جمعه به وقت محلی (۸ و ۳۰ دقیقه شب به وقت گرینویچ) برنامه ای درباره خانم آشتیانی پخش شود.
در همین حال کمیته بین المللی ضد سنگسار که در آلمان مستقر است، به خبرگزاری ها گفته بود "منابعی از ایران" خبر داده اند که آنها آزاد شده اند.
بدنبال این تصاویر و گزارش ها، بسیاری از رسانه های خارجی اعلام کردند که خانم آشتیانی آزاد شده است.
اما پرس تی وی رسانه های غربی را متهم کرده که با جنجال تبلیغاتی و انتشار اخباری مبنی بر آزادی خانم آشتیانی، بدنبال بهره برداری های سیاسی و تضعیف جمهوری اسلامی است.
برخی رسانه های خبری انگلیسی زبان گزارش کردند هوتن کیان، وکیل خانم آشتیانی و دو روزنامه نگار آلمانی که در ارتباط با این پرونده بازداشت شده بوده اند، نیز آزاد شده اند.
اما پرس تی وی اعلام کرده که پسر خانم آشتیانی و وکیل او در بین کسانی هستند که "با تیم تولید (این برنامه ویژه تلویزیونی) صحبت کرده اند."
اصلاحطلبان و تصاحب فرقه سبز
|
اصلاحطلبان و تصاحب فرقه سبز |
داستان «فرقـه سـبز» و «اصـلاحطلبـان» ماجرایی است که روایتها از آن شده است. از«تقسیم کار» تا «اختلاف میان سران این دو جریان»، خبرها و تحلیلهای مختلفی ارائه شده است. اما آنچه شاید کمتر به آن پرداخته شده تلاشهای زیرکانهای است که اهداف پنهانی را نشانه گرفته و نوع نگاه اصلاحطلبان به فرقه سبز را به نمایش میگذارد. شاید در این خصوص پاسخ به پرسشهای زیر بتواند اندکی اهداف مستتر در این تلاشها را برجسته نماید. پرسشهایی همچون: 1 - نسبت اصلاحطلبان با فرقه سبز چیست؟ 2 - چه اشتراکاتی میان فرقه سبز و اصلاحطلبان وجود دارد؟ 3 - اصولاً این دو جریان چه تداخل گفتمانیای با هم دارند؟ 4 - در سپهر سیاسی – اجتماعی کشور و در نزد گروههای دوم خردادی اصالت با کدامین گروه است؟ بیگمان برای پرداختن به این پرسشها، نگاهی به گذشته و پیگیری تحولات و اقدامات تا به امروز لازم و ضروری به نظر میرسد. نقطه آغاز این روایت را شاید باید از پیش از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دنبال کرد. اصلاحطلبان که برای پایان دادن به چند دوره شکست انتخاباتی خود و احیای مجدد اصلاحات، به انتخابات دهم ریاست جمهوری چشم دوخته بودند، تلاشهای فراوانی را فراهم آورده و عده و عده تشکیلاتی – فکری خود را فعال ساخته بودند. همه چیز برای حضور سید محمد خاتمی فراهم بود اما وسوسه موسوی برای حضور در انتخابات و تأملات و تزلزلهای خاتمی موجب شد که موسوی برای حضور مصممتر شود به گونهای که وی پس از شنیدن دوگانه «یا من یا میرحسین» از سوی سید محمد خاتمی، مصمم تر از پیش و در پیامی به خاتمی تصریح کرده بود که اگر من تصمیم به حضور داشته باشم حتماً کاندیدا خواهم شد. عزم موسوی برای حضور در انتخابات گرچه به نارضایتی اصلاحطلبان درلایههای پنهان و سرانجام انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انجامید اما موجب شد تا اصلاحطلبان طی یک قمار تمهیدات و تشکیلات خود را در اختیار موسوی قرار داده و ستادهای وی را برای پیروزی شکل دهند. در حقیقت قسمت عمده تشکیلات و حامیان موسوی از سوی اصلاحطلبان تأمین شد. از دیگر سو شکست در انتخابات و ماجرای حوادث بعد از انتخابات نیز که به وقوع پیوست، اصلاحطلبان برای اینکه شکست به پای اصلاحات نوشته نشود به همراهی با موسوی در طرح تقلب در انتخابات پرداخته و در مسیر اقدامات ضدامنیتی خود برخی از نیروهای خود را در محکمه و سپس زندان مشاهده کردند. به عبارت دیگر بخشی از زندانی رفتههای برجسته این ماجراها نیز از اصلاحطلبان بودند. اما ادامه رویه رادیکال موسوی و عبور قطعی وی از نظام و انقلاب موجب شد که سران اصلاحات در یک برنامه ریزی از موسوی و کروبی زاویه گرفته و تا به امروز کجدار و مریز به پیش آیند. در حقیقت میتوان گفت تا به این جای کار الف- اصلاحطلبان بدنه اجتماعی و تشکیلاتی فرقه سبز را شکل دادند و فرقه سبز متأخر از اصلاحات بوده است. ب- طرح تقلب در انتخابات، نه به احمدینژاد، اعتراض به سیاستهای نظام و تلاش برای برانداختن گفتمان انقلابی موجود از اشتراکات و تداخل گفتمانی این دو جریان بوده است. ج- رادیکالیسم موسوی که موجب شد جبهه وی مبتنی بر لایههایی از منتقدین تا معترضین از یکدیگر تفکیک و جدا شوند و سرانجام هرکدام به خاستگاههای خود بازگردند. در این میان اما در شرایط کنونی آنچه اصلاحطلبان نسبت به فرقه سبز دنبال میکنند، چیست؟ آنچه در این خصوص قابل جمعبندی است، عبارت است از: - جداسازی بدنه خود از فرقه سبز - تلاش برای عدم ثبت فعالیتهای خود در چارچوب فعالیتهای رادیکال و ضد نظام و انقلاب این فرقه - سعی در مصادره زندانیان حوادث بعد از انتخابات برای اسطورهسازی برای اصلاحات و تأکید بر زندهبودن اصلاحات. |
تبلیغات
داستان «فرقـه سـبز» و «اصـلاحطلبـان» ماجرایی است که روایتها از آن شده است. از«تقسیم کار» تا «اختلاف میان سران این دو جریان»، خبرها و تحلیلهای مختلفی ارائه شده است. اما آنچه شاید کمتر به آن پرداخته شده تلاشهای زیرکانهای است که اهداف پنهانی را نشانه گرفته و نوع نگاه اصلاحطلبان به فرقه سبز را به نمایش میگذارد.